العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
91
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
ثابت و ابو يحيى اسدى و ابو حازم اعرج و سلمة بن دينار مدنى ابو حمزه ثمالى را كه تا زمان موسى بن جعفر زنده بود جزء اصحاب زين العابدين عليه السلام شمردهاند و فرات بن احنف را كه تا زمان حضرت صادق بود و جابر بن محمد بن ابى بكر و ايوب بن حسن و على بن رافع و ابو محمد قرشى و ضحاك بن مراحم خراسانى و كاووس بن كيسان و حميد بن موسى و ابان بن تغلب و ابو الفضل سدير بن حكيم و قيس بن رمانه و عبد الله برقى و فرزدق شاعر و از غلامانش شعيب نام برده شده . محرز بن ابى صقر گفت ارطاة بن سمينه پيش عبد الملك بن مروان رفت در آن موقع صد و سى سال داشت عبد الملك به او گفت ديگر شعر گفتن را فراموش كردهاى ؟ گفت يا امير المؤمنين من اهل طرب نيستم و خشم مرا نميگيرد و نه شراب مينوشم شعر گفتن منهم در يكى از اين سه حالت است جز اينكه همين شعر را ميگويم . رايت المرء تأكله الليالى * كأكل الارض ساقطة الحديد و ما تبقى المنية حين تأتي * على نفس ابن آدم من مزيد و اعلم انها ستكر حتى * توفى نذرها بابى الوليد « 1 » از شنيدن قسمت آخر شعر عبد الملك بر خود لرزيد زيرا كنيه او هم ابو الوليد بود ارطاة گفت من منظورم خودم هست يا امير المؤمنين چون او را هم ابو الوليد ميگفتند عبد الملك گفت نه به خدا سوگند آنچه بر سر تو بگذرد بر منهم خواهد گذشت . در فضائل ابن شاذان ص 122 از گروهى مورد اعتماد نقل مىكند كه چون حره دختر حليمه سعديه وارد بر حجاج بن يوسف شد حجاج به او گفت تو حره
--> ( 1 ) خلاصه اشعار اينست كه مرگ پيكر انسان را از هم مىباشد و چيزى باقى نميگذارد ميگويد ميدانم به زودى حمله خواهد كرد تا نذر خود را با جان گرفتن از ابى الوليد وفا كند .